169پيامبر(ص)نيازى به دستور جواب نبوده وخداوند مستقيماً و شخصاً جواب سؤال را به عهده گرفته و به پيامبرش نفرموده كه «تو در جواب سائل چنين بگو» بلكه خود شخصاً اعلام حضور و مبادرت به پاسخ فرموده است. قرب خداوند در قرآن با مراحل متعددى تبيين شدهاست كه با طى هر مرحله مىتوان به مرحلۀ بعد رسيد و پيمودن هر مرحله به نيايش، فروغ تازهترى مىبخشد و به دعا جذبۀ ويژه عطا مىكند. به عنوان نمونه برخى از مراحل قرب خداوند به بندگانش ذيلاً بيان مىشود:
اول - زبان وحى اين است كه: خداوند نسبت به بندگانش نزديك است: «...فَإِنِّي قَرِيبٌ » 1.
دوم - بيان قرآن اين است كه: خداوند نسبت به شخص محتضر و بيمار درحال مرگ، از حاضران كنار بسترش نزديكتر است، ليكن پرستاران و اولياى حاضر در كنار او اين قرب خاص الهى را نمىبينند: «...وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لٰكِنْ لاٰ تُبْصِرُونَ » 2.
سوم - قرآن كريم خداوند را نسبت به انسان از رگ گردن و وريد حياتى او نزديكتر مىداند: «...وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» 3.
چهارم - قرآن كريم خداوند متعال را نسبت به انسان از خود انسان نزديكتر مىداند و «اللّٰه» را نزديكتر از حقيقت انسان به خود انسان مىداند كه تصور صحيح اين مرحله و نيز ادارك درست بيان اميرالمؤمنين كه
«داخِلٌ فى الأشياء لا بِالمُمازَجَةِ وَ خارِج عَنْها لا بالْمُبايَنَه»
4
در پرتو آيۀ كريمۀ «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ » 5 ميسور است اين درك، تنها براى موحدان خالص و راستين حاصل مىشود.
خلاصه آنكه: در قرب الهى ترديدى نيست و نقش نيايش در وصول