168شايسته طواف كعبه، كه از هر آلودگى پاك و از هر آغشتگى منزه است، گردد. خانۀ خدا محور حرّيّت و مدار آزادى است لذا مُحرمى كه آهنگ زيارت آن را دارد، حق ندارد صيد حرم را اسير كند يا در اسير شدنش كمك كند يا آن را برماند يا صياد را به آن راهنمايى كند؛ زيرا تمام اين كارها با روحيۀ آزاديخواهى مخالف است و تا انسان آزاد نشود صلاحيت طواف كوى آزادى را ندارد، احرام اين نقش را دارد كه روح را از هر بندى رها و از قيد هر شهوت و غضبى آزاد و مغز را از هر فكر باطلى پاك و دل را از هر خيال خامى نجات مىبخشد. احرام و لبيك گفتن به معناى پاسخ دادن به نداى وحى و اجابت دعوت الهى است لذا محرمان راستين حج و زائران حقيقى كعبه هنگام تلبيه آنچنان به هراس عقلى بيمناك مىشدند كه رنگ آنان زرد شده و مىگفتند: مىترسيم به ما گفته شود: «لا لبيك و لا سعديك » ، يعنى «بدرستى به نداى حج پاسخ ندادى».
نيايش در حج و مواقف آن
گرچه تمام حالات زندگى براى نيايش است ولى دوران پربار حج و حضور در مواقف حرم، شكوه بيشترى براى دعا و تأثير فراوانترى براى نيايش به درگاه پروردگار جهان دارد. براى اصل نيايش، قرآن كريم آنچنان ارج و حرمتى قائل است كه از تأثير آن و از سرعت و قاطعيت اجابت آن در يك آيۀ كوتاه، هفت بار از خداى متعالى ياد مىكند:
«وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي (1) عَنِّي (2) فَإِنِّي (3) قَرِيبٌ أُجِيبُ (4) دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ (5) فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي (6) وَ لْيُؤْمِنُوا بِي (7) لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ »
1
.
طبق آيۀ فوق آنچنان قرب الهى محقق است كه در پاسخ سؤال از