167بسيارى از امورى كه با روح پرستش و آزمون الهى مناسب نيست، بر او حرام مىشود و با فرا رسيدن شامگاه حلال مىگردد، در حج و عمره نيز با احرام و لبيك گفتن بسيارى از امورى كه جنبۀ تعبدى آنها قوى بوده و آزمون الهى در آنها بسيار نيرومند است، حرام شده و دورۀ احرام به صورت يك دورۀ تعبد محض و امتحان صرف درآمده 1، آنگاه با انجام مناسك حج و فرارسيدن مراسم تحليل، عقد احرام گشوده مىگردد و شخص محرم از آن ممنوعيتها بيرون مىآيد. نمونهاى از امتحان الهى را مىتوان در جريان منع از شكار به خوبى يافت زيرا از طرفى صيد حيوانات صحرايى بر محرم حرام مىشود (لاٰ تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ ) 2 و از طرف ديگر آهوان صحرايى يا كبوتران يا ديگر حيوانات شكارى غير دريايى در تيررس يا دسترس محرم قرار مىگيرند تا روشن شود چه كس از عهدۀ آزمون الهى بيرون مىآيد و چه كس از انجام اين فريضۀ الهى محروم مىشود (لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّٰهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنٰالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِمٰاحُكُمْ ) 3.
اين دورۀ سازندگى آنچنان در جامعۀ اسلامى مؤثّر واقع شد كه آنان كه از خوردن سوسمار در دوران توحش جاهلى نمىگذشتند و براى شكار آن، بر يكديگر پيشى مىگرفتند، اكنون به فرمان الهى از آهوان صحرايى مىگذرند و در دوران تمدن اسلامى در اثر فرمان وحى، بر تمام اميال و خواستههاى خود پيروز مىشوند. دورۀ پربار احرام در ساختن انسان كامل چنان تأثير بنيادين دارد كه ثمرۀ گواراى آن در عينيت جامعۀ معتقد و متعهد به محتواى حج و زيارت، به خوبى مشهود است.
خلاصه آنكه: تمام امورى كه موجب تيرگى روح و آلودگى جان مىشود در حال احرام تحريم مىگردد تا جان خالص و روح پاك،