85آله) كه بانى و مؤسس مسجدالنبى است در كنار مسجد نبود، اين همه رونق نداشت.
3 - طواف را از گوشهاى شروع مىكنيم كه چاه زمزم است (مقابل حجرالأسود) و درست در همين گوشه به پايان مىرسانيم. آيا نكتهاى در روياروئى چاه زمزم با حجرالأسود وجود دارد؟ نمىدانم، شايد رمز اين باشد كه در هر حركتى نياز به قدرت، توان و استمداد از منابع حياتى و روحبخش است، انسان بايد آبى بنوشد تا بتواند طواف كند و يا در پايان طواف، صاحب خانه با آب زمزم كه دواى هر دردى است از مهمانان خود پذيرائى مىكند. در مسجدالحرام، تلاش و حركت و طواف مطرح است و اين بدون آب امكان ندارد. آرى ماديات دوشادوش معنويات است.
4 - هفت دور مىگرديم، غير از طواف خانه خدا كه هفت دور است، تعداد ريگهاى رمى نيز هفت است. در عدد هفت چه مطلبى است ما نمىدانيم ولى مىدانيم كه آسمانها، هفتگانه هستند، زمين هم هفتگانه است، سعى صفا و مروه هم هفت بار است.
در حال طواف، انسان در هالهاى از معنويت و در شعاع عظمت الهى قرار مىگيرد. هر آيه و دعا و ذكرى را مىتواند، بخواند. در طواف بايد با اراده و اختيار بروى، اگر ترا ببرند، طواف باطل است پس هم براى خدا و هم شانه به شانه خلق و هم منظم و هم در جمع و در يك جمله (به اراده خود، با مردم و براى خدا) بايد طواف كنى.