55زيارتش آمده است 1. خانهاى كه جاذبهاش مسلمانان را از هزاران فرسنگ به خود جلب مىكند. خانهاى كه طبق آيه «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ »، نزديك شدن كفار به آن ممنوع اعلام شده است. محلّى كه به خاطر قداستش، غذا خوردن در آن مانند روزه گرفتن است 2. نقطه اى كه اهل زمين با اهل آسمان در برابر هم شباهت پيدا مىكنند؛ يعنى هر دو در حال طوافند، زمينيان، گرد كعبه و آسمانيان، دور بيتالمعمور، كه در آسمان مقابل كعبه قرار گرفته است 3.
حرفهايمان را جمعبندى كنيم، وگرنه لابلاى صدها حديث ديگر كه در باره عظمت مكه و حج آمده است، غرق مىشويم. كم كم به بيان وظايف كسى كه قصد زيارت خانه خدا دارد بپردازيم:
قصد قربت
نخستين شرط صحيح بودن تمام عبادات و از جمله حج، آن است، كه انجام آن به خاطر خدا باشد، هدف از رفتن به مكه، تنها «اطاعت از فرمان خدا» و «انجام وظيفه» باشد، نه فرار از انتقاد مردم، نه كسب عنوان، نه تجارت، نه رقابت، نه استراحت و تفريح و... بايد بدانيم كه دلها به دست خدا است و او «مقلِّبُ القلوبِ» است. هر كه را بخواهد، محبوب و هر كه را بخواهد، منفور مىكند.
از خود مكه درس بگيريم كه چگونه سنگهاى كعبه اين همه جاذبه پيدا كرده است؟ آيا جز نظر خدا است؟ و آيا علاقه و توجه مردم را جز از خداوند بايد خواست؟
حضرت ابراهيم(عليهالسّلام) در همين سرزمين از خداوند خواست كه: