238از غسل و كفن كردن پيامبر(صلّى اللّٰه عليه و آله) فارغ شد، روى او را باز كرد و گفت:
«بَاَبى انْتَ وَ امّى طِبْتَ حَيّاً وَ طِبْت َ مَيِّتاً... وَاذْكُرْنٰا عِنْدَ رَبِّكَ» 1، «پدر و مادرم فداى تو، در حال حيات و مرگ، پاك و پاكيزه هستى. از ما پيش پروردگارت يادى بفرما»، جالب اينكه همين مسأله كنار زدن كفن از صورت پيامبر عزيز(صلّى اللّٰه عليه و آله) و بوسيدن آن و جملۀ
«يٰا مُحَمَّدُ اذْكُرْنٰا عِنْدَ رَبِّكَ»، را از ابوبكر نيز نقل كردهاند 2.
اى امامان معصوم(عليهمالسّلام) اينها خيال مىكنند كه تقاضاى شفاعت از شما به معناى پرستش و عبادت شماست و به ما مشرك مىگويند، اينها نمىدانند كه ما، شما را بندۀ مقرب خدا و شفاعت شما را از طرف خدا مىدانيم، و تقاضاى شفاعت از بندگان آبرومند، شرك نيست، نه در زمان حيات طبيعى و نه در زمان حيات برزخى.
بنابراين، اصل و اساس شفاعت از آن خدا است، ولى اولياى خدا به فرمان و اذن او، براى گروهى كه پيوند مكتبى خود را با آن بزرگواران حفظ كردهاند، شفاعت مىنمايند.
اى امامان معصوم(عليهمالسّلام) اينها خيال مىكنند كه ما با بدن شما گفتگو و رابطه داريم و يا از خاك شما چيزى مىخواهيم و براى ما، آيۀ 22 سورۀ فاطر را مىخوانند كه: «وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ» 3، «اى پيامبر، تو هرگز به مردگان گورستان، صداى خود را نمىرسانى».