237كرد «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دٰارِهِمْ جٰاثِمِينَ فَتَوَلّٰى عَنْهُمْ وَ قٰالَ يٰا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسٰالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لٰكِنْ لاٰ تُحِبُّونَ النّٰاصِحِينَ » 1، بعد از كشتن ناقه، زمين لرزهاى همه مردم لجوج را فراگرفت و صبحگاهان، فقط جسم بىروحشان در خانههايشان به جا ماند، صالح(عليهالسّلام) از آنها روى برتافت و گفت: اى قوم (خطاب به هلاكت شدگان)، من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شرط خيرخواهى را انجام دادم، ولى چه كنم كه شما خيرخواهان را دوست نداريد.
حضرت على(عليهالسّلام) بعد از جنگ جمل، در كنار جسد طلحه ايستاد و با او گفتگو كرد 2. حضرت على(عليهالسّلام) هنگامى كه از جنگ صفين بازمىگشت، پشت دروازۀ كوفه، رو به قبرستان كرده، نخست به ارواح گذشتگان سلام كرد و بعد به آنها گفت:
«شما پيشرو اين قافله بوديد و ما هم به دنبال شما خواهيم آمد» 3.
حضرت شعيب(عليهالسّلام) نيز با ارواح گذشتگان گفتگو كرد 4.
قرآن با كمال صراحت به رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) دستور مىدهد كه از پيامبران قبل از خودت سؤال كن؛ «وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ » 5، اگر امكان برقرارى ارتباط از اين جهان با جهان برزخ نباشد، دستور سؤال معنا ندارد.
در نهجالبلاغه مىخوانيم: حضرت على(عليهالسّلام) بعد از آنكه