101محبت از ما ببيند، مثلاً به او جا بدهيم. وقت نشستن در كنارمان، پيش پاى او بلند شويم. اگر عطرى داريم به او بزنيم، اگر آبى داريم به او بچشانيم.
شروع تماس با لحن دلسوزانه باشد، مثلاً بگوئيم اگر رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) ما را با اين وضع ببيند، غصه نمىخورد؟ سعى كنيم در مسير راه با افراد تماس بگيريم چون مشغول نماز و طواف نيستند.
اين تماسها، همان چيزى است كه امام صادق(عليهالسّلام) از زائران خانه خدا خواسته است. در حديث مفصلى مىخوانيم:
«وَ لَوْ كٰانَ كُلُّ قَوْمٍ انَّمٰا يَتَكَلَّمُونَ عَلىٰ بِلاٰدِهِمْ وَ مٰا فِيهٰا هَلَكُوا وَ خُرِبَتِ الْبِلاٰدُ و سَقَطَ الْجَلَبُ وَالْأرْبٰاحُ وَ عُمِيَّتِ الْاَخْبٰارُ وَ لَمْ يَقِفُوا عَلىٰ ذٰلِكَ فَذٰلِكَ عِلَّةُ الْحَجِّ» 1.
اگر هر گروهى، تنها با زبان محلى و پيرامون مسائل منطقه خود، گفتگو كرده، نسبت به مسائل ساير مسلمانان بىخبر باشند، سقوط كرده، نابود مىشوند و بطور ناآگاهانه از بسيارى منافع و سودها و اطلاعات و اخبار محروم مىشوند. آرى اين فلسفه و دليل گردهمائى بزرگ الهى است. در حديث ديگرى از امام رضا(عليهالسّلام) مىخوانيم كه در ضمن بيان فلسفه حج فرمودند:
«وَ قَضٰاءُ حَوٰائِجِ اهْلِ الْاَطْرٰافِ... كَذٰلِكَ لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ» 2، يكى از اسرار حج، بررسى گرفتارىهاى مسلمانان جهان و برطرف كردن مشكلات آنان است و حضور و شركت در منافع بزرگ حج كه در قرآن آمده است به همين منظور است 3.