197برويد و قبر «ابوالحسن» - على - را كه هدايت كننده است زيارت كنيد، شايد كه از پاداش و اقبال و تقرّب، بهرهمند شويد...
هرگاه به بارگاهش رسيدى، قبل از ورود، احرام ببند، و لبيكگويان وارد شو و پيرامون آن بارگاه، سعى و طواف كن. و هرگاه هفتمين دور طواف را به پايان رساندى بايست و بگو:
سلام و درود خدا بر اهل سلام و صاحب علم و شرافت.
اى مولاى من! از شهر و ديارم به سوى تو شتافتم و به رشتۀ ولاى تو چنگ زدهام، به اين اميد كه تو شفاعتم كنى و از شراب گواراى بهشتى سيرابم سازى و عطش درونىام را سيراب سازى.
تو دستاويز و عروةالوثقاى استوار الهى هستى كه هركه بر دامن تو چنگ زند بدبخت و هراسان نشود... اين فرشتگان الهى هستند كه پيوسته با لطف و تحفهها و هديهها بهسوى مزار تو فرود مىآيند...». 1
سخنان و شعرهاى حكمتآميز و گرانبار «ابنحجاج بغدادى» حاوى نكات اعتقادى است و مرجانهاى گرانبهاى حكمت است، كه: «وانّ من الشعرِ لحِكمةً»، برخى از شعرها حكمت است.
دربارۀ همين سرودهاى كه گذشت، مرحوم علامۀ امينى قضيهاى را به شرح زير نقل مىكند:
«...وقتى عضدالدوله، بر مرقد امامعلى(ع) بارگاهى ساخت، هنگام تشرف به حرم، شاعرِ سرودۀ فوق، يعنى ابنحجاج، در حضورش قصيده را مىخواند. وقتى به فرازهايى رسيد كه بدگويى از دشمنانِ آن حضرت بود، «سيد مرتضى» 2 كه آنجا حضور داشت از خواندن اينگونه اشعار - كه نام دشمنان در آن مطرح شده است - در حرم مقدس علوى، انتقاد كرد، شاعر هم ساكت شد. شب، سيد مرتضى در