195عطار را. در آنجا روى خدا و سوى خدا و شمشير برندۀ خدا نهفته است كه پيشواى همۀ مؤمنين است.
هركس او را با معرفتِ حقّش زيارت كند، همچون كسى است كه خدا را در عرش، زيارت كرده است...». 1
اين شاعر، در يك قصيدۀ 118 بيتى ديگر در مدح على(ع)، پس از بيان فضايل فراوان آن حضرت در جايى مىگويد:
«...به سوى نجف بشتاب، كه آنجا رازى نهفته است كه ذات بىهمتا و بىمثال دارد.
«در آنجا، بدون تكبّر، در حالى كه تكبير و تهليل - لا اله الا الله - مىگويى، كفشهايت را از پايت بيرون آور، و بگو: سلام بر تو اى آنكه دوستىات كمال و تماميت دين است...» 2
آن كس كه على(ع) و مقام و فضيلتهاى او را بشناسد، چنين شيفتگى نسبت به آن حضرت و مرقد پاكش در نجف، براى او طبيعى است. به قول «صائب»:
اگر از حسن عالمگير او واقف شدى، زاهد
پرستيدى به جاى كعبه هرسنگ نشانى را
علاوه بر آنكه، على(ع) خود فرزند كعبه است، شهيد محراب، و مزارش نيز كعبۀ ولايت است و حريم حرمت و مطاف اهل دل. از اين نمونهها فراوان است به چند نمونۀ ديگر اشاره مىكنيم:
«سيد على خان مدنى» 3 هنگامى كه همراه گروهى از زائران خانۀ خدا از سفر حجّ بر مىگشت وقتى به نجف اشرف رسيد، در مدح مولا اميرالمؤمنين(ع) قصيدۀ مفصلى سرود كه ترجمۀ قسمتى از آن چنين است:
«اى همراه! دلها و جانها از اين مشهد پاك و اقدس، روشن شده است.
نشانههاى نجف اشرف و اين ميعادگاه گرانقدر، براى ما آشكار گشته است.