190اين روايت، هم مهجور و مخفى بودن قبر و زيارت حضرت امير را مىرساند و هم نداشتنِ آثار و بنا و نشانهاى روشن و گويا بر سر مزار آن حضرت را. در آن روزگار و حتى سالهاى بعد از آن هم، زيارت قبر على(ع) با فراغ خاطر و آسودگى كامل انجام نمىگرفت و زيارت، همراه با خوف و خطر و هراس و ناامنى بود.
«عبدالله بن رابيه» گفته است:
«من در سال 247 حج انجام دادم (روزگار امامعسكرى) پس از حجّ، بهسوى عراق رفتم و قبر على بن ابىطالب را با حالتِ ترس از حكومت و سلطه، زيارت كردم، آنگاه به طرف مزار حسين(ع) رفتم و ديدم كه آنجا را خراب كرده و زمين را هموار كردهاند...». 1
با توجه به اين شرايط و فلسفۀ زيارت قبر اميرالمؤمنين(ع) مىبينيم كه امامان ما تا چه حدّ به زيارت آن حضرت توصيه و سفارش كردهاند و پاداشهاى عظيم خداوند را براى زائرين مرقدش برشمردهاند و ستايشهاى فراوان از چهرههاى غبارآلود و قدمهاى ثابت قدمانِ راهِ «زيارت» نجف نمودهاند.
مواقع زيارت حضرت امير
براى تداوم رابطه با امام عدالت و قطب ولايت، همواره بايد خدمت امام، سلام گفت و به زيارت مرقدش شتافت، وقت و بىوقت، در هر مناسبتى و موقعيتى. نام اين، «زيارت مطلقه» است. در كتب دعا و زيارات، زيارتنامههاى مطلقهاى نقل شده كه اختصاص به زمان خاصى ندارد و هر وقت مىتوان به قصد زيارتِ مولا، آنها را خواند.
ولى يك سرى زيارتها هم مخصوص مواقع خاصّ است كه فضيلت بيشترى دارد. طالبين به كتابهاى دعا مراجعه كنند. مرحوم علامۀ مجلسى مىگويد:
«زيارت آن حضرت، در ايام ديگر هم فضيلت دارد، غير از آن مواقعى كه زيارت مخصوص به آنها وارد شده است. بهخصوص ايامى كه به گونهاى اختصاص به آن حضرت دارد، يا در آن روز، براى او كرامت و فضيلت و منقبتى آشكار شده