182«علت پنهان بودن قبرش، ترس از خوارج و منافقين بوده است و كسى جز خواصّ شيعه، از جاى مخفىِ آن اطلاع نداشت. تا اينكه در زمانِ «سفّاح» - خليفۀ عباسى - امامصادق(ع) به «حيره» برآمد و موضع قبر را نماياند و از آن پس تاكنون شيعه قبر امام را در همان موضع زيارت مىكند». 1
محلّ قبر، از چشم و آگاهى دشمنان و افراد غير مطمئن پنهان بود.
«...ولى اولاد على(ع) جاى آن را مىدانستند. امامسجاد(ع) بهطور مخفيانه آن را زيارت مىكرد. همچنين امامباقر(ع) در عهد بنىمروان از آن خبر داشت و گاهى به زيارت مىرفت، چون حكومت به عباسيان رسيد و امامصادق(ع) را چندينبار به عراق، جلب و احضار كردند، در مسير عراق، امام به ياران مخصوص و برگزيدۀ خويش، موضع قبر شريف على بن ابىطالب(ع) را نشان مىداد و در هر بار جمعى به همراه او مرقد امام را زيارت مىكردند. بر روى قبر، دكّهاى بود كه در اثر جريان سيل، ويران شده بود و «صفوان جمّال» به امر امامصادق(ع) آن را بازسازى كرد. شيعه از آن پس با راهنمايىهاى امامصادق، جاى قبر را مىدانستند و به زيارت مىرفتند تا اينكه در زمانِ خلافت هارونالرشيد، مسأله كاملاً روشن گشت و قبهاى بر آن افراشته شد...». 2
در دورههاى بعد، به تدريج استقبال مردم از زيارت مزار امامعلى(ع) رو به افزايش مىرود و طبق روايتى از قول زائر قبر امام در سال 260 قبر على(ع) به صورتى بوده كه سنگهاى سياهى دورش چيده شده بود و غير از همان سنگچينى، بنا و بارگاهى نداشته است. 3
«...بعد از آشكار شدن قبر اميرالمؤمنين در نجف، آبادانى و عمارتها در اطراف مرقد مقدس از سال 170 شروع شد و علويّون بهخصوص شيعيان، آنجا ساكن شدند و با گذشت زمان آبادتر و پرجمعيتتر شد و يك قرن نگذشته بود كه در نجف، غير از شيعيان بيش از 1900 نفر از سادات علوى مىزيستند و بهتدريج رونق بيشترى يافت و در قرن هفتم و هشتم، در عصر حكومتهاى شيعى جلايرى و ايلخوانى در عراق، رونق درخشانى يافت و با صرف مبالغ هنگفت، در