175ولايت برويم.
قبر على(ع)، در «نجف» است و نجف، شهرى است قديمى، كه در پشتِ كوفه احداث شده، و كوفه نيز، شهرى باسابقه و بزرگ و تاريخى از شهرهاى «عراق» است.
آنچه اول بوده، «كوفه» بوده است. درختى تناور در تاريخ! و نجف، شاخهاى است كه پس از شهادت على بن ابىطالب(ع) و دفن او، بر تنۀ كوفه روييده است. هرچند خود اين شاخه، پربارتر و سنگينتر از بدنۀ اصلى شده است، ولى تاسالها (بيش از يك قرن) جز اندكى از علويون، از گنج نهفته در اين خاك، كسى خبر نداشت، كه بعداً به اين ماجراى جانسوز اشاره خواهيم داشت.
در هر صورت، كوفه، پيوندى تفكيكناپذير از «نجف» و «كربلا» دارد و شهرى است پرماجرا و حادثهخيز و ديارى است پر از خاطرهها و مخاطرهها، فرازها و نشيبها، تلخىها و شيرينىها.
از اينرو، قبل از نجف، بايد سيماى كوفه را در تاريخ، و سيماى تاريخ را در كوفه تماشا كرد و با اين شهرى كه بنا شدۀ از حادثه، و برآمدۀ از وقايع است، بيشتر آشنا شد. اينك، با هم، كتابِ كوفه را ورق بزنيم:
كوفه، در گذرگاه تاريخ
امامعلى(ع):
«...اى كوفه! گويا مىبينم تو را، كه در كشاكش حوادث، همچون چرمِ دبّاغى شدۀ بازارِ «عكاظ»، به اينسو و آنسو كشيده مىشوى و در زير پاى زلزلههاى حوادث، پايمال مىگردى و من مىدانم كه هيچ ستمگرى نسبت به تو ارادۀ بدى نمىكند مگر اينكه خداوند او را به بلايى گرفتار مىكند و يا با تير حادثهاى به قتلش مىرساند». 1
اين پيشگويى حضرتامير(ع) است نسبت به كوفه و ماجراهايى كه پس از خودش، در اين شهر روى خواهد داد.