111به تعبير قرآن: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبٰارَكاً 1.
در كعبه، «حجرالأسود»، سوگندنامۀ خدا با بندگان است و دست كشيدن به آن، تجديد عهد با خداوند است و بيعت نمودن با اوست. دربارۀ حجرالاسود و ركن يمانى، حديث است كه: «يَمينُ الله فى ارضِه يُصافح بها خَلقه». 2
نگاه كردن به كعبه هم، عبادت است. كه پيامبر فرموده است:
«النّظر الى الكعبةِ عبادةٌ». 3
و در حديث ديگر است كه: هركس به كعبه نظر كند (در واژۀ «نظر» دقت شود) تا وقتى كه نگاهش به كعبه است برايش حسنه نوشته مىشود و از سيّئات او محو مىگردد:
«مَنْ نظر الى الكعبة لم يَزَلْ يُكتبُ له حسنةٌ ويُمحى عنه سيئةٌ حتّى يصرفَ ببصره». 4
وقتى كه كعبه، يادآور آن همه خلوص و عظمت و ايثار ابراهيم است و سمبل توحيد و خداپرستى است، نگاه به آن هم عبادت بهحساب مىآيد. چرا كه اين نگاه هم سازنده و تربيت كننده است. تا نگاه كننده چه كسى باشد و در وراى نگاه، چه احساس و درك و برداشتى نهفته باشد.
«اقبال» لاهورى، در شعر خود، به اين پيوند ناگسستنى ميان بنده و خدا در رابطۀ با حجّ و كعبه اشاره كرده و گفته است:
حرم جز قبلۀ قلب و نظر نيست