103گرفت. قصيدۀ معروفِ «مدارسُ آياتٍ...» او، كه در سوگ شهداى آلمحمد و به خون خفتگان دشت كربلا و بيان فضايل اهلبيتِ عصمت و عترت طاهرۀ پيامبر است، يكى از بهترين كارها و زيباترين شعرهاى اوست. 1
و در مسائل ديگر، بهخصوص در مدح اميرالمؤمنين(ع) و مرثيۀ اباعبدالله الحسين(ع) و ستايش از ائمه، شعرهاى فراوانى دارد. 2
روشن است كه حركت در چنين خطّى و داشتن چنين موضعى متعهّدانه و قاطع و صريح، براى شاعران، گران تمام مىشده است و زندگى سراسر سختى و فشار و هراس اينگونه فرزانگان شيردل و شعراى بىباك، نشان اين حقيقت است.
براى اين سخن نمونههاى فراوان مىتوان ياد كرد. از جمله كميت بن زيد - شاعر معروف اهلبيت كه تاكنون بهصورت مكرر نامش آورده شده - يكى از آنان است.
كميت، بهخاطر قصيدۀ بلند و بالايى كه در بعضى از ابيات آن، به مدح بنىهاشم و بيان سوگنامه براى زيد بن على و پسرش يحيى بن زيد پرداخته بود، وقتى گزارش اين قصيدۀ تعهدبار به «هشام بن عبدالملك» رسيد، به والى آن روز كوفه (خالد بن عبدالله قسرى) نوشت و سوگند داد كه دست و زبان كميت را قطع كند... كه ناگهان، كميت، خانۀ خود را در محاصرۀ نيروهاى سوارۀ والى ديد، كميت را دستگير كردند و به زندان افكندند. 3
مىبينيم كه داستان خونبار شيعه در ادبيات و شعرش، فقط در ائمۀ معصوم خلاصه نمىشود، بلكه به بيان فضايل علويون ديگر هم كه در مبارزۀ با امويان شربت شهادت مىنوشيدند مىپرداختند. نام و چهرۀ كسانى همچون: «حِمّانى افَوه»، «سديف بن ميمون»، «عبدى كوفى»، «صنوبرى»، «ابىفراس»، «كشاجم»، «سيد رضى»، «سيد مرتضى»، «مهيار ديلمى»، «خطيب خوارزمى»، «صاحب بن عباد» و دهها تن ديگر در اين رواق خونين مىدرخشد و آثارشان سرشار از لطافت و ظرافت و زيبايى در سوگ