69است كه، امنيت دلپذيرترين نعمت فردى و اجتماعى است و در سايۀ آن ساير بركاتِ مفقودْ موجود مىشود. چنانكه با فقدان آن، همۀ نعمتهاى موجود از دست مىرود.
از بارزترين مصاديق امنيت، امنيت فكرى و ثقافى و مناظرات سالم فرهنگى است؛ زيرا گفتمان، تضارب آرا، تحمل انديشههاى علمى و منصفانه متفكران دگرانديش سهمى بسزا در روشن شدن حق و محو باطل دارد. از اينرو، هم معمار كعبه، حضرت ابراهيم(ع) در مناظرات علمى پيشگام و در جدال احسن الگو و بالأخره در همۀ سجاياى بزرگ اخلاقى امام و پيشوا بود و هم امامان معصوم ديگر از دودۀ طاها و اسرۀ ياسين(عليهم السلام) جوار كعبه را مدرسۀ حكمت و معهد جدال احسن مىدانستند.
نكته: همانگونه كه اصل كعبه در عصر حضرت آدم صفى(ع) بود و رفتهرفته منهدم و متروك شد و حضرت خليلالرحمان(ع) به خداى سبحان آن را بنا كرد، امنيت آن سرزمين نيز طبق برخى از شواهد روايى، قبلاً ثابت بود، تدريجاً رخت بربست و مجدّداً به دعاى حضرت خليل تأمين شد. در اينجا عنايت بر اين نكته مهم است كه، به دعاى حضرت ابراهيم(ع) امنيت مكه حاصل شد، نه امنيت كعبه. امنيت كعبه به درخواست حضرت ابراهيم(ع) نبود بلكه خداوند ابتداءً آن را مَثاب، مطاف، قبله و امن قرار داد.
امنيت حرم دو قسم است: تشريعى و تكوينى. دو مبحث آينده، هر يك عهدهدار شرح قسمى خاص از آن است.
امنيت تكوينى
سرزمين مكه به ظاهر بايد فاقد امنيت مىبود؛ زيرا از يكسو خوىِ مردم حجاز تجاوزگرى و غارتگرى بود و از سوى ديگر از علم، فرهنگ، كشاورزى، دامدارى و صنعت بىبهره بودند و اصولاً مردمِ بىفرهنگِ گرسنه، غارتگر مىشوند، ليكن با اين همه، خداوند مىفرمايد: ما مكه را هم محلّ امن و هم با بركت قرار داديم؛ أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبىٰ إِلَيْهِ ثَمَرٰاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنّٰا . 1 همچنين فرمود: هركس بدان داخل شود در