37كه زمين كعبه و حرم خدا، در اين روز ظاهر شد و گسترش يافت. 1
در دهۀ نخست ذىحجه مهمترين حادثۀ تاريخى كه رخ داد نزول سورۀ برائت و ابلاغ آن به دست امير تبرّى، علىبن ابىطالب(ع) است. ابتدا ديگران، اميد دريافت مأموريّت براى ابلاغ و قرائت آن سوره را داشتند، ولى همان وحيى كه پيام برائت را آورد، دستور ابلاغ آن را نيز داد كه اين تبرّى را بايد كسى ابلاغ كند كه خود مظهر تولّى و تبرّى است، و اى پيامبر! جز تو يا آنكه از تو و به منزلۀ جان توست شايستگى اين مسؤوليت را ندارد؛ «
لا يُؤَدِّيها إلا أنتَ أوْ رَجُلٌ مِنْكَ ». از اينرو اميرمؤمنان، امامعلى(ع) كه نفْس رسول اكرم(ص) است 2 عهدهدار تبليغ آن شد. 3
اين حوادث و نظاير آنها نشان مىدهد كه زمان حج از جهات ياد شده نيز فضيلت دارد؛ زيرا هر زمانى را متزمّن آن، «شرف» و هر مكانى را متمكّن آن، «فخر» مىبخشد وگرنه در گوهر زمان بين اجزاى آن و در جوهر مكان بين ابعاد هندسى، يعنى طول و عرض و عمق و يا ارتفاع آن فرقى نيست. البته اگر چيزى در مخزن غيب داراى تعيّن بود ممكن است واجد خصوصيتى باشد كه بعد از تنزّل نيز ظهور مىيابد ولى اگر چيزى در رتبۀ غيب هيچ تعيّنى نداشت و در رتبۀ بعد واجد تعيّن شد خصوصيتْ در همان رتبۀ تعيّن پديد مىآيد.
تنظيم قراردادها به نام حج
براى اينكه سنّت ابراهيمى حج و نام و ياد آن زنده بماند، انبياى ابراهيمى(عليهم السلام) از سادهترين قراردادها تا مهمترين آنها را در موسم حج و يا به نام حج تنظيم مىكردند؛ چنانكه در پيمان اجاره و استيجار موسى و شعيب از «هشت سال» به «هشت حج» تعبير شد؛ 4
عَلى أَنْ تَأْجُرَنِى ثَمانِىَ حِجَجٍ . 5