225
فصل دوازدهم:قربانى
حجگزاران پس از رمى جمرۀ عقبه و پيش از حلق يا تقصير بايد در سرزمين منا گوسفند، گاو يا شتر قربانى كنند؛ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ ... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ . 1 اين سنت ويژۀ الهى در حج، موجب تقرّب مخصوصى است كه در عبادات ديگر كمتر يافت مىشود.
توضيح اينكه، نَحْر و ذَبْح در جاهليت از پليدى شرك مبرّا نبود، بلكه همچون تلبيه 2 و نماز مشركان، 3 با شرك آميخته بود. شيوۀ آنان پس از نحر يا ذبح اين بود كه كعبه را به خون قربانى مىآلودند و قسمتى از گوشت آن را بر خانۀ كعبه مىآويختند تا خداوند آن را قبول كند! 4 اما اسلام، حرمتى خاص براى قربانى قرار داد كه احلال و روا شمردن آن صحيح نيست؛ لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ . 5 خداوند در طرد آن سنت زشت جاهلى و براى بيان تقربى كه حاصل قربانى است، و چهبسا به همين جهت به قربانى موسوم شده، مىفرمايد: لَنْ يَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ