191آمرزش مىكنند. 1
نكته: هر اسمى از اسماى حسناى الهى به تنهايى ظهورى خاص دارد و با تناكح اسماى ديگرْ واجد اثرى مخصوص است. عدد، رقم و بالأخره كمّيتِ متجلّى در ركعات نماز، تلبيۀ احرام، اشواط طواف و سعى و رمى جمرات، هريك مىتواند مظهر تناكح اسماى الهى باشد كه با هندسهاى مخصوص، اثربخش است. چنانكه بر اى عدد اربعين (40) پيامى خاص است. اگر براى عدد هفت، شواهدى ويژه است، مانند تكبير آغاز نماز، هفت شوط طواف و سعى، براى عدد هشت نيز كه صبغۀ رحمانى آن غالب است علائمى مخصوص است. يعنى اگر درهاى بهشت هشتتاست 2 و اگر حاملات عرش خدا در قيامت هشت نفرند: وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمٰانِيَةٌ 3و مانند آن، حتماً راز و رمزى دارد كه براى محجوبان نشئۀ كثرت نهفته است، گرچه براى شاهدان صحنۀ وحدت مكشوف است. چنانكه قرار دادن كعبه در هنگام طواف در پهلو، نه رو به رو، آن هم پهلوى چپ، نه پهلوى راست، متند به رازى است كه آگاهى به آن ممكن است روزىِ زائران يا رزقِ رازنويسان حج و رمزنگاران كعبه شود.
طوافِجاهلى
مشركان در دوران جاهليت بر گِرد كعبه طواف مىكردند اما قرآنكريم از عبادت آنها در اطراف كعبه به سوت كشيدن و كف زدن تعبير مىكند؛ مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاّٰ مُكٰاءً وَ تَصْدِيَةً . 4 گروهى كه كتاب الهى را پشت سر مىگذارند و بت را به جاى خدا مىپرستند، مصداق كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ 5اند و گفتار بهيمه مبهم است، نه مبيّن. از اينرو هرگونه