143
فصل نهم:زمزم
آب زمزم به بركت دودمان ابراهيمخليل(عليهم السلام) جوشيد؛ زيرا آن حضرت به فرمان خداوند، نوزاد خود را به همراه مادرش هاجر در سرزمين بىزرع و ضرع مكّه گذارد. در پى تشنگى كودك، مادر نيايشكنان و با فرياد «هل بالبوادى من أنيس» در جستجوى آب، هفت بار بين صفا و مروه رفت و آمد كرد. ناگهان در زير پاى نوزاد چشمهاى جوشان ديد. 1 آن آب اكنون نيز بعد از هزاران سال همچنان مىجوشد، با اينكه اولاً، در آن وادى چاههاى ديگرى افزوده شده است. ثانياً، مكه، سرزمين برف نيست، چنانكه باران آن فراوان نيست، تا جوشش زمزم براساس فَسَلَكَهُ يَنٰابِيعَ فِي الْأَرْضِ 2باشد. بنابراين، با توجه به جوشش زمزم و دوام هزاران سالۀ جوشش آن در چنان سرزمين، همچنين شفابخشى و صيانت آن از فساد، 3 كه هريك در حدّ خود معجزهاى است، مىتوان زمزم را به تنهايى آيات بينات دانست.
رسولاكرم(ص) فرمود: آب زمزم، بهترين آب روى زمين 4 و تأمين كنندۀ هر هدفى است كه بدان قصد نوشيده شود. پس اگر بيمارى آن را به قصد درمان بنوشد خداوند او را شفا