109نفاست و قداست بهرهاى نداشته باشد، عتيق نمىگويند. البته همانگونه كه مدار كرامت در نظام انسانىْ الهى، تقواست و نه جز آن، محور قداست در پديدههاى مادّى و نظام بيرون از انسان، همچون زمانها و مكانها و مانند آن نيز تجلّى امرى الهى، همچون نزول وحى در آنجا و گسترش وحى از آنجاست، و اين امر الهى يگانه موجب قداست كعبه است كه به انضمام قدمت تاريخى كعبه آن را به «بيت عتيق» مبدّل مىسازد.
توضيح اينكه، حرمت حرم و مكه به كعبه است و حرمت كعبه به وحى الهى و انسان كامل و معصومى است كه بر اثر پيوند با خداى سبحان خليفۀ تامّ او گيرندۀوحى، اعم از وحى تشريعى، تسديدى و ملاحم غيبى است. حرمت كلام و كتاب الهى، يعنى قرآن حكمى نيز به حرمت متكلم و كاتب آن، يعنى خداوند سبحان است، چنانكه حرمت خليفه، يعنى انسان كامل به مُسْتَخلف عنه، يعنى خداوند حكيم است. حرمت خداى تعالى بالذات است و بر اساس اين اصل كه هر شىء بالعرض بايد به بالذات منتهى شود حرمت او مرجع منحصر به فرد همۀ حرمتهاى ياد شده است. بنابراين، همۀ امور مزبور، يعنى نزول وحى و هبوط كتاب آسمانى و وجود انسان كامل، كه قلب مطهّر او مهبط وحى است، 1 سهم تعيين كننده در قداست كعبه دارند. چنانكه معمارى آن بيت عتيق و كيفيت تطهير آن از لوث و ثنيت و معصيت در حدّ خود تعيين كنندۀ قداست كعبه است.
«بيت عتيق» معنايى ديگر نيز دارد كه پيش از اين بيان شد.
يازدهم. برترين معبد
همچنانكه هيچچيز در پيشگاه خداوند محبوبتر از اسلامِ متمثّل در كعبه نيست، هيچ بقعهاى هم در زمين براى خداى سبحان محبوبتر از كعبه نيست. از اينرو امامصادق(ع) فرمود: خداوند از هرچيز، چيزى را برگزيد و از زمين جايگاه كعبه را اختيار كرد؛
«إنَّ اللهَ اخْتارَ مِنْ كُلِّ شىءٍ شَيْئاً وَاخْتارَ مِنَ الأرْضِ مَوْضِعَ الْكَعْبَةِ» . 2