63تهيۀ وسايل آسايش و پذيرايى ايشان فروگذار نشد و اگر اين سوء تفاهم پيش نمىآمد، بهطور قطع مىشود گفت كه استقبال ايشان بىنظير بود.
پس از صرف شام براى عمره، آمادۀ سفر مكه شدند و چون لازم بود شخصى وارد به اوضاع و آشنا به رجال و زبان محلّى همراه ايشان باشد، بنده در معيتشان به مكه رفتم.
پنج اتومبيل سوارى براى حضرت آيتاللّٰه و همراهان و دو كاميون براى جامهدانها و اثاثيه و پاسبانان و مستخدمين در اختيارشان گذاشته شده بود. يكى از افسران شهربانى جدّه به درجۀ سروانى و يكى از پيشخدمتهاى مخصوص امير سعود وليعهد و چهار پاسبان و يك ميهماندار و دوازده پيشخدمت و نوكر و دو آشپز براى پذيرايى ايشان در مكّه و منا و عرفات اختصاص داده بودند.
در مكه دو خانۀ بزرگ و مجلّل در نزديكى حرم (كه يكى از آنها كاملاً متصل به حرم بود و پنجرههاى آن به مسجد باز مىشد و براى ورود به حرم احتياجى به عبور از خيابان هم نداشت و قطعاً بهترين خانهاى بود كه مىشد براى يكى از محترمين حجاج ميهمان دولت تهيه شود) در اختيارشان گذاشته شده بود كه فقط از آن استفاده كردند و آن خانۀ دوّمى فقط براى پخت و پز استفاده مىشد (كرايۀ هريك از اين دو خانه فقط براى ايام حج حدود 16000 ريال سعودى؛ يعنى تقريباً دو هزار لير مصرى بود).