55دو هزار نفر از حاجيان كشورهاى مختلف از آفتاب زدگى و گرمازدگى هلاك شدند و تلفات ايرانيان نيز در حدود يك صد نفر بود. كسانى هم كه با آيتاللّٰه كاشانى به حج آمده بودند، در مقامى نبودند كه بتوانند ملاقاتها و مذاكراتى را در سطح بين المللى اسلامى رهبرى كنند يا اقلاً به عهده بگيرند و اصلاً انديشههايشان پيرامون اين قبيل موضوعها دور نمىزند و به استثناى يك يا دو نفر، بقيه افرادى عادى و عامى و بى اطلاع و بىسواد بودند.
غرض نويسنده البته نقلخاطرات در زمينه ديلماجى و ترجمه در محضر آيتاللّٰه كاشانى بود، اما چون مىدانم خواننده توقّع دارد چند كلمهاى هم در بارۀ شخصيت اين رهبر روحانى كه نقش مؤثرى در يك مقطع تاريخى ايران به عهده داشت گفته شود، از اين رو خيلى كوتاه، بهنكاتى دراينزمينهاشاره مىكنم:
شادروان آيتاللّٰه كاشانى، دلير و پردل بود و از خطر نمىهراسيد و در مواقع سهمناك، خود را نمىباخت و خونسردى خود را از دست نمىداد. به خاطر دارم نزد او نشسته بوديم و گويا درخانهاى در قلهك بود كه پشت سر هم كسانى از تهران مىرسيدند و اخبار زد و خورد و تيراندازى و كشتگان و زخمىها را پيرامون مجلس شوراى ملى مىآوردند. اين همان حوادث معروف تيرماه 1331 بود و خوب به يادم هست كه يكى از اشخاص «جهانگير تفضلى» بود.
آيتاللّٰه كاشانى همۀ اين خبرهاى هيجانانگيز را با نهايت