52مبنى بر انجام ديدار ايشان با وليعهد عربستان مىنويسد:
«سيد مصطفى كاشانى، فرزند آيتاللّٰه كاشانى و شخص ديگرى كه هر دو به وكالت مجلس انتخاب شده بودند، از جمله همراهان بودند و من هم تقريباً در تمام مدتِ اقامت آيتاللّٰه در حجاز، در التزام بودم.
روزى به ايشان گفتم شما ميهمان رسمى دولت سعودى هستيد و از شما و همسفرانتان كه متجاوز از بيست نفر هستند، پذيرايى شايان مىشود، آيا آمادگى نداريد بهعنوان قدردانى از ملك سعودبن عبدالعزيز پادشاه اين كشور ديدن كنيد؟
آيت اللّٰه آقاى سيد ابوالقاسم كاشانى، در جواب، به عادت هميشگى، سرش را تكان داد و به عربى گفت: «أنا مَلِكالمسلمين» ؛ يعنى من پادشاه مسلمين هستم و طبعاً كسى با چنين اعتقادى به ديدار شاه حجاز نمىرفت. ولى دستور دادند تا نامۀ نسبتاً مفصّلى به زبان عربى خطاب به ملك سعود پادشاه عربستان سعودى نوشته شود كه در آن براى نزديكى و اتّحاد مسلمانان و نيز جهت سر و سامان دادن به امور حج و عمره، پيشنهادهايى گرديده بود؛ از جمله آزاد گذاشتن روزهاى عرفه و عيد قربان بود تا هر فرقهاى هر روزىرا كه از نظر مذهبى برايش مسلّم شده است، اعمال مورد نظر حج را در آن روز برگزار نمايد.
و شايان اشارهاست كهدر آن سال، درمورد رؤيت هلال ذىالحجه، ميان شيعيان و سُنّيان اختلاف افتاده بود و آيتاللّٰه