70شنيدهاند تا آنكه براى مدافعه از حيات و بلادمان و دفاع از بلاد مقدسه و جلوگيرى از اعمال ناشايسته، ناچار شمشير كشيده و با جان و مال در اين راه انفاق كرديم و به فضل خداوند رئوف، بلاد فتح و امنيت در آنجا حاصل شد و از وقتى كه به اين كار مبادرت نموديم، مصمم بوديم آنچه را كه عالم اسلامى كه اهل حجاز ركنى از آن است، راجع به آيندۀ اين بلاد مقدسه حكم نمايند اجرا شود و مكرر عموم مسلمانان را دعوت نمودم كه مجمع اسلامى تشكيل داده، آنچه مصلحت آيندۀ اين بلاد است مقرر دارند. سپس به دعوت عام و خاص پرداخته، به تاريخ 10 ربيعالثانى 1344 ه .ق. به حكومتها و شعب اسلام نوشتهجات - چنانكه در جرايد عالم نيز انتشار يافت - فرستاده شد. دو ماه گذشت، جوابى از احدى نرسيد، جز جمعيت خلافت در هند و او - باركاللّٰه فيها - آنچه بتواند براى خوشى و آسايش حجاج اجرا نموده و مىنمايد.
و چون بحمداللّٰه قضيه در حجاز با منصوريت خاتمه پيدا كرد و اهالى حجاز، دستهدسته و يكيك آمدند و آزادانه تشكيل مملكت را چنانكه وعده شده بود، درخواست نمودند و چارهاى جز قبول خواهشهاى مكرر آنها نيافتم.
پس از آنكه عالم اسلام در اين موقعِ مهم، تصميم و اقدامى ننمود كه هر قسم مىخواهند ادارۀ بلاد را خود مقرر دارند، لهذا