48سعود با نزديكان خاص خود، شخصاً به حرم مطهّر جناب حمزه رفت و به يكى از زورمندان وهابى كه او را در جسارت و گستاخى، با يك قبيله برابر مىدانست، دستور داد كه بيل و كلنگ برداشته، بر فراز گنبد مطهّر برود. او نيز با تعبير «علىالرأس و العين» آمادگى خود را اعلام كرد و گستاخانه بر فراز گنبد مطهّر پانهاد و كلنگ را با شدت تمام بر پرچمى كه برفراز گنبد در اهتزاز بود، فرود آورد. كلنگ از دست وى بيرون شد، توازن بدنش بههم خورد، از فراز گنبد به زير افتاد و در همان لحظه مرد (سال 1222 ه .ق.).
سعود پس از مشاهدۀ اين واقعه، از تخريب گنبد منصرف و پس از سوزانيدن درِ حرم، مردم را در ميدان مناخه جمع و براى آنان سخنرانى كرد... .» 1
ايوب صبرى پاشا در بخش ديگرى از كتاب خود مىنويسد:
«هنگامىكه قافلۀ شام چند منزل از مدينه دور شدند، سعود در محكمه حضور يافته، دستور داد كه همۀ زر و زيور و جواهرات گرانبهاى موجود در روضۀ مطهر و گنجينۀ حرم نبوى را غارت كنند. سپس فرمان داد گنبدهايى را كه تاكنون تخريب نشده، منهدم سازند. فقط گنبد مطهر حضرت رسول صلى الله عليه و آله را بر اساس تقاضاى اهالى مدينه اجازه داد كه به