130داوطلب رفتن به رياض و ملاقات اعلىحضرت ملك ابن سعود گرديدند، ولى مقامات سعودى در جده به نحو احسن به ايشان فهماندند، كه بهتر است از اين عزم منصرف شوند، تا مبادا رفتن ايشان به رياض مايۀ ايجاد بعضى گفتگوهاى مذهبى گردد.
سپس تلگرافى از جناب آقاى علاء وزير دربار شاهنشاهى رسيد كه در آن استفسار شده بود چگونه در اينباره از اولياى دولت سعودى سپاسگزارى بهعمل آيد.
در پاسخ به عرض رسيد كه: سفارت خود تشكر كرده و بهتر است فعلاً به همين اندازه اكتفا شود (رونوشت متن تلگراف و پاسخ آن به پيوست است).
اينجانب از وزارت دربار شاهنشاهى و از جناب آقاى علاء نهايت تشكر و امتنان را دارم كه قبل از هرگونه اقدامى از شخص مسؤول مقيم اينجا، كه از نزديك شاهد جريان است و درنتيجه وقوف كافى بهحقيقت امر دارد، مشورت فرمودند و اتفاقات بعدى كه در ذيل به عرض مىرسد ثابت نمود كه اين مشورت تا چه اندازه عمل صائب و بهجايى بوده و موجب حفظ ارزش و احترام و اهميت فوقالعاده اقدامات دربار همايون شاهنشاهى گرديده است.
بارى، متأسفانه بالاخره آنچه بيم آن مىرفت واقع شد، بدين ترتيب كه گويا آقاى سيدالعراقين پس از مسافرت از حجاز، در عراق اظهاراتى نمودهاند كه موضوع را بزرگتر از حقيقت واقع جلوهگر ساختهاند و مطبوعات عراق هم خبر مذكور را با شاخ و