151تمام محوطۀ بيمارستان هم تكافوى جمعيت مراجعين را نمىداد. تا نيمههاى شب ازدحام همچنان ادامه داشت و تقريباً تمام گروه، مشغول كار بودند. به جز چادرهايى كه به عنوان درمانگاه در نظر گرفته شده بود. در محوطۀ بيمارستان و در فضاى آزاد نيز بيش از 10 ميز و صندلى و وسايل معاينه براى پاسخ گويى به مراجعين قرار داده شد و تمام پزشكان مشغول معاينۀ بيماران شدند و در مقابل داروخانهها نيز، صفهايى طويل براى گرفتن دارو ايجاد شد.
رمى جمرات سه گانه
امروز هم بايد جمرات را رمى كنيم. تا ظهر مشغول درمانگاه و ديدن مريضها بودم. گفتند بعد از ظهر گرما شديد است بماند تا هوا خنك شود. البته هوا تا غروب خنك نمىشود و غروب هم كه وقت رمى مىگذرد. به همين دليل، ساعت سه - چهار بعد از ظهر قمقمهاى آب برداشتم و به جانب جمرات حركت كردم. طى مسير بيمارستان تا جمرات بيش از يكساعت طول كشيد. جمرۀ اولى هفت سنگ، جمرۀ وُسْطى هفت سنگ و دست آخر جمرۀ عقبىٰ يا عقبه نيز هفتك سنگ... و به جهت شدت گرما، بهسرعت بازگشتم و حوالى ساعت شش بعد از ظهر به بيمارستان رسيدم. ساعت هشت كشيك را تحويل گرفتم و تا دوازده نيمه شب بيمار مىديدم. پس از آن؛ يعنى ساعت 12 براى مشاهدۀ مردمى كه در منا مشغول كسب و كار بودند رفتم. جايى كه تنها سه روز چنين جمعيتى را در خود