132مىشد فهميد، مدت زيادى است در اين جا اطراق كردهاند و چنانچه براى حج به عربستان آمده بودند، بايد پا بهپاى مردم ديگر، اعمال حج بهجا مىآوردند.
وضع زندگى بسيار بَدَوى و فقيرانهاى دارند. زندگى باديهنشينى با چادرهايى مندرس و كهنه و سطح بهداشتى بسيار پايين.
چهرۀ نا تميز اين جماعت كه زنها و بچههايشان دنبال قوطىهاى خالى نوشابههاى خارجى و خردهريزهاى زبالهها مىگشتند و ظواهرشان كه حاكى از سوء تغذيه و بيمارى و اختلال رشد بود، به فكرم واداشت. بعيد است اينها عربستانى باشند؛ چرا كه قبلاً شنيده بودم هركس عرب عربستانى باشد در وضعيت مساوى براى ورود به ادارهجات و سازمانهاى دولتى و مشاغلِ مختلف، علاوه بر برخوردارى از اولويت در استخدام، پس از استخدام نيز نسبت به افراد خارجى از مزاياى مضاعف برخوردارند و البته اشراف و خواص عربستانى كه جاى خود دارند و اصولاً در عربستان آنقدر پول هست كه هر شهروندى با كمترين كار به بهترين زندگى دست مىيابد. اما سياه پوستها ظاهراً همان زندگى بدوى چند صد سال پيش خود را دارند و اين جماعت شايد از باديهنشينهاى عربستان باشند و شايد هم مهاجرينى از كشورهاى همسايه كه در ايام حج، نه به نيت حج كه به نيت كسب و كار و دستيابى به چيزى كه بخورند و بپوشند و ارتزاق كنند، به جانب مكه و مدينه شتافتهاند.