14710- عن حاجب عبيداللّٰه بن زياد قال:
«دخلت القصر خلف عبيداللّٰه بن زياد حين قتل الحسن فاضطرم فى وجهه نارا فقال هكذا بكمه على وجهه فقال: هر رأيت؟ قلت: نعم وأمرنى ان اكتم ذلك». 1
دربان عبيداللّٰه بن زياد مىگويد:
«روزى كه حسين عليه السلام كشته شد دنبال عبيداللّٰه بن زياد وارد قصر شدم در صورت او آتشى روشن شده بود مىگويد: آستين خود را به صورت گرفته بود.
پس گفت: آيا ديدى؟ گفتم: آرى و به من دستور داد كه آن را پنهان نگهدارم».
از اين نمونهها در كتب حديثى و تاريخى بسيار است و مجموع آيات و رواياتى كه نقل كرديم اين حقيقت را ثابت مىكند كه خداوند با عنايت خاصى كه به اوليا و بندگان صالح خود دارد، گاهى كارهاى خارق العادهاى به دست آنها و يا به خاطر آنها انجام مىدهد و بدين وسيله عزت و احترام و كرامت ولىّ خود را اعلام مىكند. و همان گونه كه معجزه دليل حقانيت پيامبران است، كرامات هم نشانهاى از عظمت اولياء اللّٰه است.