1468- عن ابىهريرة قال:
«كان الحسن عند النبى صلى الله عليه و آله فى ليلة ظلماء وكان يحبه حباً شديداً فقال: «اذهب الى امى. فقلت:
اذهب معه يا رسول اللّٰه؟ قال: لا. فجائت برقة من السماء فمشى فى ضوئها حتى بلغ امه». 1
ابوهريره مىگويد:
«در يك شب تاريك حسن نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بود و او را بسيار دوست مىداشت. حسن گفت: پيش مادرم مىروم گفتم: يا رسول اللّٰه من همراه او بروم؟ فرمود:
نه. پس نورى از آسمان آمد و حسن در روشنايى آن به راه افتاد تا به مادرش رسيد».
9- عن الزهرى قال:
«لما قتل الحسين بن على لم يرفع حجر ببيت المقدس الّا وجد تحته دم عبيط». 2
زهرى مىگويد:
«چون حسين بن على عليه السلام كشته شد، در بيتالمقدس سنگى برداشته نشد مگر اين كه زير آن خون تازه بود».