55
مىدهيم و هر سخن ناروا را بر زبان مىرانيم!» 1
به نظر مىرسد كه: استدلال سباعى بر نفى اين تهمت و نكوهش وى از وجود چنين بينش نسبت به شيعه، همانگونه كه خود اشاره نموده، نشانگر آن است كه چنين تصورى در سطح وسيع بوده و در ميان اقشار مختلف جامعۀ او رسوخ داشته و او در واقع در سطح گستردهاى از اين بينش انحرافى قرار گرفته كه اينچنين به دفاع پرداخته و بر خلاف مسير فكرىِ جامعۀ خويش، حركت نموده است.
2 - اين حادثه در سال 1144 ه . و به فاصلۀ 56 سال از حادثۀ اول تكرار شد و در سال 1143 ه . چند قافله از شيعيان ديرتر از موسم حج به مكه وارد شدند و از انجام مراسم حج محروم گرديدند و طبق معمول آن زمان، در مكه اقامت كردند تا در سال بعد و پس از انجام مراسم به اوطان خويش مراجعت نمايند كه در اين فاصله، به آلوده ساختن كعبه متهم شدند و مردم بر ضدّ آنان قيام كرده و شورش عجيبى به راه انداختند و از امير مكه مجازات عاملان آن جنايت (موهوم) را درخواست كردند و بالأخره او را بر اين اقدام مجبور نمودند.