49حسّاسى است. آن حركت نمادين بعد از نيت و پوشيدن لباس احرام و گفتن تلبيه؛ «لَبَّيْك ، اللَّهُمَّ لَبَّيْك ، لَبَّيْكَ لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك، إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْك ، لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك» آغاز مىشود؛ يعنى آرى، آرى خدايا، ستايش و حمد مخصوص تو است و سلطنت تو را شريكى نيست.
آرى، اكنون اين مرحله، دور جديدى است. اعمال زيادى بر مُحرم حرام مىشود؛ از آن جمله است: دروغ گفتن. مُحرم ديگر نمىتواند به آينه نگاه كند، شايد اين پيام را مىدهد كه اى انسان، خود را فراموش كن، معيار برترى و ارزش تو به قيافۀ زيبا يا زشتت نيست.
نمىتواند موجود زندهاى را از بين ببرد. نمىتواند گياهى را بكَند. نمىتواند رابطۀ جنسى داشته باشد.
نمىتواند موى بدن خود را بكند و يا ناخن خود را بگيرد.
نمىتواند با خود سلاح حمل كند. نمىتواند خود را معطر كند؛ يعنى آنچه را كه مايۀ منيّت، كبريايى و تفاخر است بايد از خود دور كند. ريشۀ فساد؛ يعنى دروغ را بخشكاند.
خوى تجاوز به خويشتن، به ديگران، و حتى طبيعت و گياه را بايد دور ريخت و آرامش، صلح و امنيت را جايگزين آنها نمود.
پس از محرم شدن، ساعت 8 شب، از مسجد شجره به سمت مكه حركت كرديم. فاصله مسجد شجره تا مكه حدود 438 كيلومتر است. اتوبوس با سرعت زياد اين مسافت را مىپيمود. در ميان راه، در ايستگاهى پياده شديم