141و با اين زمزمه از حِجر برون شدم، در حالىكه آرزوى ديدن حضرت حجت عليه السلام را، آن هم زمانى كه به ديوار كعبه تكيه زده است، در سر داشتم، سر بر پردۀ خيس خورده نهادم و فرياد كشيدم:
«يا رَبَّ الزَهْراءِ، بِحَقِّ الزَّهراء، اشْفِ صَدْرَ الزَّهراء بِظُهُور الْحُجَّةِ».