129كه دل بستهاى واگذار. خسى شو كه به ميقات آمدهاى نه كسى باش كه به ميعاد آمدهاى. وجودى شو كه عدم خويش را احساس مىكند. هر چه لباس را كه مظهر اميال نفسانى است دور بريز. لباس گناه را بيرون آور و جامۀ طاعت و بندگى بپوش و بخوان:
«لَبَّيْك ، اللَّهُمَّ لَبَّيْك ، لَبَّيْكَ لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك، إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْك ، لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك».
خدايا ! شنيدم دعوتت را و اكنون تو را چنين پاسخ مىگويم. لبّيك يعنى به خداوند پاسخ مثبت دادن و دربرابر او تسليم شدن. ببين چه مىگويى و با كه همكلامى. حال بينديش از كدام دستهاى؟ آيا به حقيقت، زبانت را تنها به طاعت خداوند گشودهاى و از همۀ گناهان فروبستهاى كه اگر چنين نباشد ندا خواهد آمد «لاٰ لَبَّيكَ وَ لاٰ سَعْدَيك».
اينك مُحرِمى، بايد محرّمات احرام را رعايت كنى تا مَحْرم حرمِ يار شوى. براى رسيدن به حرم الهى بايد از هر آنچه مايۀ تفرقه و بدگمانى است بپرهيزى.
با همسفرانت بد زبانى، مشاجره و جدال نكنى. به هيچ كس دستور ندهى و به جز ادب با ديگران سخن نگويى.
در حرم درخت يا بوتهاى برنكنى؛ چرا كه هر كه عاشق خداست آثار صنع بارى تعالى را از ميان نمىبرد.
در آينه نگاه نكن تا چشمت به خودت افتد و به خود فكر كنى؛ زيرا من بودن را در ميقات ميراندى تا دوباره زنده شوى.
سر نمىپوشانى و زير سايه نمىروى، به ياد روز