119كشورند. بايد از هر نظر شاخص باشند.
- وقتى زنان ايرانى را مىبينى كه در هر نيمه شبى گروهى از آنان با كاروانها از راه مىرسند و در گرداگرد خانۀ خدا، با آن سراپاى سفيد و تميز و مرتبشان، همچون فرشتگان الهى به طواف مىپردازند و تباركاللّٰه احسنالخالقين را در نظر بيننده مجسم مىسازند و در فرداى آن، در بازارها يا در كوچههاى مدينه با چادر مشكى و مقنعه، حضور مىيابند و... و باز مىبينى كه در اين سرزمين امن الهى، از زير چادر مشكى و مقنعه باز هم نيمى از موهايشان بيرون است، و وقتى تذكّرى پدرانه مىدهى باز هم چند دقيقه بعد مجبور مىشوى تذكرت را تكرار كنىكه: دختر دانشجويم ! تو اگر به فكر خود و عاقبتت نيستى به فكر كشورت باش. تو سَمبل و نماد ايران هستى و با اين لباس، از دور داد مىزنى كه يك دختر مسلمان از كشور ايرانى، لا اقل به فكر كشورت باش و آبروى ميهنت را حفظ كن.
آيا به اين فكر نمىافتى كه بايد انتخاب اصلح صورت مىگرفت وكفايت نمىكند كه مسؤوليت اينان به مدير كاروان و يا معاون وى سپرده شود؟
آيا از خود نمىپرسى كه كارمندان و اعضاى هيأت علمى دانشگاه، كه در كاروان عمرۀ دانشجويى حضور دارند، چرا بدون مسؤوليت آمدهاند و چرا با بودن آنان، مسؤوليت اين همه پسر و دختر دانشجوى كشور، فقط به