22خود مىنشاند و اگر او قبول نمىكرد، آن حضرت آن قدر تأكيد مىفرمود تا بپذيرد:
«وَ كانَ يُؤثِرُ الدّاخِلَ عَلَيْهِ بِالوَسادةِ الَّتى تَحْتَهُ، فَاِنْ ابىٰ انْ يَقْبَلها عَزَمَ عَلَيهِ حتّىٰ يَفْعَل» 1
هرگاه كسى وارد مىشد و خدمت آن حضرت مىنشست پيامبر هرگز از مجلس او برنمىخاست و نمىرفت، تا اينكه خود آن شخص برخيزد و برود:
«مٰا قَعَدَ الىٰ رَسوُلِ الّٰلهِ رَجُلٌ قَطُّ حتّىٰ يقُومَ» 2
از سلمان فارسى نقل شده است كه: خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيدم، او بر بالشى و زيراندازى نشسته بود، آن را به طرف من افكند (تا بر آن بنشينم). آنگاه فرمود: «اىسلمان! هيچ مسلمانى بر برادر مسلمانش وارد نمىشود و او به عنوان اكرام و احترام، زيرانداز برايش نمىگسترد، مگر آنكه خداوند او را مىبخشايد». 3