45خلاصه آنكه: حكومت صفوىها صرفاً يك حكومت سياسى نبوده است؛ بلكه اين حكومت در جهت خدمت به دين و ترويج تشيع اهتمام زيادى نشان مىداد، به ويژه در زمان شاه اسماعيل و شاه عباس اول كه آثار خدمات دينى در دوران آنها چشمگير است. پادشاهان در اين عصر و عصرهاى ماقبل آن به ترويج دين افتخار مىكردند (و در تظاهر به آن سخت پايبند بودند)؛ علت آن نيز جوّ و فضايى بود كه مردم در آن به سر مىبردند؛ چرا كه روح دينى در اين فضا حاكم بوده است و يا اينكه شايد پادشاهان طبعاً به علما احترام مىگذاشتند و سعى بر آن داشتند كه به آنها تقرب جسته و از آراى آنان بهره گيرند. اصولاً كار علما، اجراى برنامۀ دينى و قوانين شريعت در هر دورهاى بوده است. در دورانى كه رأى و نظر علما، اقوال و رهنمودهاى آنها در حكومت نقش داشت، برنامۀ دين بر بلاد و سرزمينها حاكم بود و قوانين دينى رو به رواج و انتشار مىگذاشت و مردم نيز بدان پايبند مىشدند. و اگر در هر زمانى يك پادشاه و زمامدار با احكام شريعت به مخالفت بر مىخاست علما در صدد نگاهبانى و دفاع از حريم دين و مظاهر دينى بر مىآمدند و به آن زمامدار نسبت به آيين الهى هشدار مىدادند. قوام و دوام نشر و ترويج شريعت در اين دوران رهين هميارى زمامداران و علماى دينى بوده است. در هر دورهاى كه مىبينيم بى دينى و مخالفت با