37
فرمود: «راهش را باز كنيد كه او را فرمودهاند كه در كجا فرود آيد» و شتر برفت تا نزديك خانههاى بنى حارث بن خزرج رسيد. سعدبن ربيع و خارجة بن زيد و عبداللّٰه بن رَواحه با مردان بنى حارث بن خزرج پيش آمدند و گفتند: يا رسول اللّٰه نزد ما فرود آى كه ما را لشكر و مال و قوّت است.
فرمود: «راهش را بگشاييد كه او را فرمودهاند كه در كجا فرود آيد.» آنان راهش را گشودند و شتر برفت تا به سراىهاى بنى عَدىّبن نجار رسيدند.
اينان خويشاوندان مادرىاش بودند، سَليط بن قيس و ابو سليط اسيرة بن خارجه با رجال بنى عَدىّ بن نجار بيامدند و گفتند: يا رسول اللّٰه به نزد خويشاوندان مادرىات فرود آى، ما را لشكر و ساز و برگ و قوّت است.
فرمود: «راهش را بگشاييد كه او را فرمودهاند كه در كجا فرود آيد.» آنها راهش را گشودند و شتر برفت و همچنان به راه خود ادامه داد.
مهاجران و انصار در چپ و راست و پشت سرش در حركت بودند؛ برخى سواره و برخى پياده و نمىدانستند كه در كجا خواهد ايستاد.
اينكه مقرر شده بود در هر خانهاى كه ناقه ايستاد،