77
امام عليه السلام : پس نه طواف خانه كردهاى، نه اركان را لمس نمودهاى و نه سعى نمودهاى!
سپس فرمود: آيا با حجر الاسود دست دادى، كنار مقام ابراهيم ايستادى، و دو ركعت نماز خواندى؟ شبلى: نه.
در اين هنگام امام فريادى برآورد چونانكه گويى نزديك است از دنيا برود، سپس فرمود: آه، آه ... آنگاهفرمود:
كسى كه با حجر الاسود دست داده، مصافحه كند، در حقيقت با خداوند متعال دست داده است، پس اى نادار ناتوان بنگر و بيانديش، و پاداش آنچهرا حرمت قائل شده و بزرگ داشتهاى، ضايع مگردان و همچون معصيت كاران، دستى كه به خدادادى (و پيمانى را كه با خدا بستى) نگسل و نشكن.
سپس فرمود: آنگاه كه نزد مقام ابراهيم قرار گرفتى آيا نيّت كردى كه مصمّم بر انجام همۀ دستورهاى الهى و فرمانبردارى از آن و مخالف با هر معصيت و نا فرمانى خدا باشى؟ گفت: نه.
امام فرمود: آنگاه كه دو ركعت نماز طواف را به جاى آوردى آيا نيّت كردى كه با ابراهيم عليه السلام نمازگزاردى و با نمازت بينى شيطان را به خاك ماليدى؟ گفت: نه.
امام فرمود: پس در حقيقت، نه با حجرالاسود دست داده و مصافحه كردهاى، و نه در مقام ابراهيم توقّف كرده و ايستادهاى، و نه دو ركعت نماز آنجا خواندهاى!
سپس فرمود: آيا بر سر چاه زمزم رفتى و از آب آن نوشيدى؟ گفت: آرى.
امام فرمود: آيا نيّت كردى كه بر فرمانبردارى خداوند اشراف يافته، و از گناه و معصيت چشم پوشيده و روى گرداندهاى؟ شبلى گفت: نه. امام فرمود: پس در حقيقت بر چاه زمزم اشراف نيافتهاى و از آب آن ننوشيدهاى!