88در آمده بود، در ميان اجتماع قرشيان، خطاب به آنان چنين گفت: اى گروه قرشيان، پس از اين جنگ، كه بزرگان و عزيزان ما و شما را از دست ما گرفت، نبايد از خود ضعف نشان دهيم، بلكه بايد صبر و صلابت خود را حفظ كنيم، بركشتگان خود نگرييم. هيچ زنِ نوحهگرى بر آنان نوحه نسرايد و هيچ شاعرى در عزايشان شعر نگويد؛ زيرا اين اعمال موجب تخفيف كينه و عداوت ما نسبت به محمّد و يارانش مىگردد و شعلۀ آتش دشمنى و خونخواهى ما را فرو مىنشاند و قدمهاى ما را در انتقام گرفتن از آنان سست مىگرداند، گذشته از اينكه اگر ياران محمّد جزع و فزع و آه و نالۀ ما را بشنوند، زبان بر شماتت و استهزا خواهند گشود و اين درد و مصبت بالاتر از مصيبت از دست دادن عزيزانمان خواهد بود و من نيز از اين ساعت استفاده از عطر و زنان را بر خود حرام مىكنم تا روزى كه با محمّد بجنگيم. 1
ابو سفيان و سران قريش نه تنها از گريه جلوگيرى كردند، بلكه حتّى از آزاد سازى اسراى خويش نيز امتناع مىورزيدند و لذا وقتى به ابوسفيان پيشنهاد شد كه با فديه دادن، فرزندت عمرو را آزاد كن، چنين پاسخ داد: فرزندم حنظله كشته شد، شما مىگوييد براى فرزند ديگرم هم فديه بدهم و در مقابل دشمن بيشتر تحقير شوم؟! بگذاريد او را تا هر وقت كه