47
آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا قتل من و شكستن حرمتم براى شما جايز است؟ آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم؟ آيا من فرزند وصىّ و پسر عموى پيامبر شما نيستم؟ مگر من فرزند كسى نيستم كه پيش از همه به خدا ايمان آورد و پيش از همه رسالت پيامبر را تصديق كرد؟
آنگاه فرمود: آيا حمزه سيد الشهدا عموى پدر من نيست؟ آيا جعفر طيّار عموى من نيست؟ آيا شما سخن پيامبر را در حق من و برادرم نشنيدهايد كه فرمود: اين دو، سروران جوانان بهشت هستند؟...»
حضرت حمزه در گفتار و احتجاج علىبن الحسين عليهما السلام :
1 . صدوق رحمه الله از ثابتبن ابى صفيه نقل مىكند:
نَظَر سَيّد العابدين، عليّ بن الحسين عليهما السلام إلى عبيد اللّٰهبن عبّاس بن عليّ بن أبي طالب فاستعبر ثم قال:
ما من يوم أشدّ على رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله من يوم أُحُد قتل فيه عمه حمزةبن عبدالمطّلب أسداللّٰه و أسد رسوله و بعده يوم مؤتة قتل فيه ابن عمه جعفربن أبي طالب ثمّ قال عليه السلام و لا يوم كيوم الحسين عليه السلام أزدلف عليه ثلاثون ألف رجل يزعمون أنّهم من هذه الأمّة كلّ يتقرّب إلى اللّٰه عزّ و جلّ بدمه...».
«روزى على بن الحسين عليهما السلام عبيداللّٰه فرزند عباسبن على را ديد و اشك در چشم آن بزرگوار حلقه زد،