107آن دو بزرگوار بود، چنين آرزويى نمىكرد و نمىخواست از مقام والا و ارجمندش تنزّل كند. 1
ابن ابى الحديد پس از نقل اين حادثۀ تاريخى مىگويد:
اين خبر از اخبار و احاديث مشهور است كه عدّۀ زيادى از محدّثان «اهل سنّت» آن را نقل نمودهاند و من از استاد خودم عبدالوهاب در بارۀ صحّت و سقم آن پرسيدم. او پاسخ داد:
«هٰذٰا خَبَرٌ صَحِيحٌ» ؛ بدو گفتم اگر اين خبر صحيح است، چرا مؤلفان صحاح ششگانه نياوردهاند؟! در پاسخ من گفت: «كَمْ قَدْ أهمَلَ جامِعوا الصِّحاح مِنَ الأخبار الصَّحِيحة» ؛ «صاحبان صحاح ششگانه، خبرهاى صحيح بىشمارى را در كتابهاى خود نياوردهاند، اين خبر هم يكى از آنها است.» 2
على عليه السلام و بيش از هفتاد زخم
طبيعى است كسى كه مانند علىبن ابىطالب وارد مبارزه شود و به مصاف پهلوانان و پرچمداران دشمن برود و امواج خروشانِ نيزهداران و تيراندازان و شمشير زنان را در هم بشكند، از آسيب دشمن در امان نخواهد بود، گرچه اشجع الناس، على باشد!
پيشتر اشاره شد كه به هنگام دفع حملات مكرّر دشمنان، آنگاه كه جان پيامبرخدا را هدف قرار داده بودند، چنان مجروح شد كه لختههاى خون، چهرهاش را گرفت؛ بهطورى