106تكرار شد و امير مؤمنان عليه السلام در هر حمله گروهى را مىكشت يا مجروح مىساخت. در اين ميان شمشير آن حضرت شكست و به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و عرض كرد: يا رسولاللّٰه انسان با شمشير مىجنگد و اكنون شمشير من شكست! پيامبرخدا شمشير خود «ذوالفقار» را به على عليه السلام داد و او با همين شمشير از پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع مىكرد و دشمن را پراكنده مىساخت، تا اينكه جراحات فراوانى بر پيكرش وارد شد، به حدّى كه قيافهاش شناخته نمىشد. جبرئيل نازل شد و به پيامبرخدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: «هذه المواسات»؛ اين است عاليترين نمونۀ مواسات كه على انجام داد. پيامبرخدا فرمود: «إنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ» ؛ «او از من است و من از او.» جبرئيل عرض كرد: «وَ أَنَا مِنْكُمٰا» ؛ «من هم از شمايم.»
در اينجا بود كه صداى منادى در فضا پيچيد: «لاٰ سَيفَ الّا ذُوالْفِقٰار وَ لاٰ فَتىٰ الّا عَلِيّ». 1
طبرى اين حادثه را در مرحلۀ اوّل جنگ احد دانسته است، ولى متن روايت كه صدوق از امام صادق عليه السلام نقل كرده صريح است كه اين حادثه در مرحلۀ دوّم جنگ و پس از آنكه عدّهاى از صحابه گريختند، واقع شده است.
مرحوم صدوق پس از نقل اين روايت، مىگويد: گفتار جبرئيل «وَأَنَا مِنْكُمٰا» تمنّى و آرزو است از سوى جبرئيل كه او هم با پيامبر و على عليهما السلام باشد واگر او در مقام و فضيلت بالاتر از