100گرفت و به شدّت مجروح گرديد. 1
ابن اسحاق در شهامت پيامبرخدا صلى الله عليه و آله مىنويسد: آن حضرت هنگامى كه در ميان عدّهاى از صحابه در اثر شدّت جراحات بىحال افتاده بود، گروهى از مشركان به سرپرستى خالدبن وليد از كوه بالا رفتند. پيامبرخدا صلى الله عليه و آله با مشاهدۀ آنان گفت: «أَللّهمَّ لاٰ يَنْبَغي لَهُمْ أنْ يَعْلُونا»؛ «خدايا! سزاوار نيست كه مشركان در جايگاه بالاتر از ما مسلمانان قرار گيرند.» همين توجّه و گفتار پيامبرخدا موجب گرديد كه عدّهاى از مسلمانان به گروه مشركين حمله بردند و از كوه سرازير كردند و متفرقشان ساختند. 2
به هر حال در اوج شدّت جنگ، يكى از مشركين به نام عبداللّٰه بن قميه پيامبرخدا را با سنگ مورد اصابت قرار داد و در اثرِ آن، پيشانى و بينى آن حضرت به شدّت مجروح شد و دندانش شكست و لب مباركش شكافت.
ابن اسحاق مىگويد: در اين حال كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله خون از صورتش پاك مىكرد، چنين مىفرمود:
«كيف يفلح قومٌ قد خضبوا وجه نبيّهم وهو يدعوهم إلى رَبِّهِم». 3