95
اعلان مىكند و در آيۀ بعدى برائت از مشركان را بهطور كلى و اعم از كسانى كه همپيمان بودند و پيمان شكستند، به اطلاع مىرساند و در مقام بيان سبب برائت است كه همان كفر و شرك آنهاست.» 1
احتمال اول در كلام فخر رازى، همان بيان علامۀ طباطبايى است و احتمال دوم در عبارت فوق قريب به احتمالى است كه در كلام طبرسى ملاحظه مىشود. بنابر احتمال اول ملاك و ميزان برائت از مشركان، «پيمانشكنى كفار و مشركين» است و سرّ تكرار آن علاوه بر اطلاع دادن به كفار، آگاه كردن مردم است و بنابر احتمال دوم برائت از مشركان، بر دو محور استوار است، «پيمانشكنى» و «كفر و شرك»، بنابر اين معنا از آيۀ شريفه، برائت از مشركان اختصاص به پيمانشكنان ندارد و نسبت به كفر و شرك و كافران و مشركان نيز جارى است. از تاريخ ابلاغ اين سوره، هيچ مشركى مجاز به طواف كردن و حج بجاآوردن در بيتاللّٰه الحرام نبود.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاٰ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ بَعْدَ عٰامِهِمْ هٰذٰا وَ إِنْ