156نوعند: «خوب» و «بد».
در مقابل، عدۀ ديگرى با تمسك به سخن پيامبر كه «كلّ بدعة ضلالة » اين تقسيم را ناروا دانسته و تقسيم جديدى را ارائه كردهاند: بدعت دينى و دنيوى، بدعت دينى ممنوع و گمراهى است، ولى بدعت دنيوى مباح و مجاز است.
عالم معاصر و مؤلف كتاب، بر هر دو ديدگاه خرده گرفته است؛ چرا كه اشكال «منافات تقسيم بدعت به خوب و بد»، با عموم كلام پيامبر مشترك الورود است و بر تقسيم دوّم نيز وارد است. سپس بدعت ممنوع را همان بدعت دينى دانسته، ولى بدعت دنيوى را نيز بهطوركلى مجاز ندانسته، بلكه برخى از موارد آن را خوب و مجاز و برخى ديگر را بد و ممنوع شمرده است. آنگاه خود بدعت را به شرعى و لغوى تقسيم كرده و تقسيم بدعت به خوب و بد را از آنِ «بدعت لغوى» دانسته، همان بدعتى كه در تقسيم دوم «بدعت دنيوى» شمرده شده است.
بههرحال براى گريز از تنگنظريهاى جامد و خشك متحجّران در ميان اهل سنت، گروهى از علماى اهل سنت راههايى را ارائه كردهاند.
گذشته از ايرادها و اشكالاتى كه در مطالب فوق از ديدگاه اماميه وجود دارد و اينكه بدعت در دين بهطوركلى