154آگاه كردن آنان و معرفى چهرۀ واقعى مكتب مىدانستند و خودشان، بيشترين تلاش را در اين راه صرف كردند، بهطورىكه سيرۀ نظرى و عملى آنان، از بهترين منابع شناخت مكتب شمرده مىشود.
2- بدعت
اين اتهام از سوى كسانى مطرح مىشود كه دين را به خدمت دربارها درآورده و به ناچار مطابق ميل آنان سخن مىگويند. آخوندهاى دربارى و عالمان متهتك، اعلان برائت از مشركان را «بدعت» و «شرك» مىشمارند. البته چون بدعت يكى از مراتب شرك است، مىتوان بدعت را نوعى شرك و شخص مبدع را مشرك (نه مشرك اصطلاحى و خارج از دايرۀ اسلام) دانست، اما به شرط آنكه واقعاً «بدعت و نوآورى در دين» باشد، بدعت در شريعت مذموم و ممنوع است و به قول منطقيين در اين كبرىٰ اختلاف و نزاعى نيست، اشكال و نزاع در اين بحث نيز صغروى است.
وهابيان كه در جمود و تحجّر، گوى سبقت را از خوارج و مقدسين نادان صدر اسلام ربودهاند و به جز اعتقادات خشك و ظاهرىِ خويش، همۀ اعتقادات فِرَق و مذاهب