122
به راستى (ما) پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به قسط و انصاف برخيزند.»
آيۀ مباركۀ فوق، از روشنترين و صريحترين دلايل «پيوند دين و سياست» و «حضور دين در زندگى دنيوى انسان» است و اختصاص به پيامبر مشخصى هم ندارد. با وجود چنين آيات صريحى و صرفاً با آگاهى ناقص از زندگى پيامبران، نمىتوان حكم به كنار بودن آنها از زندگى دنيوى انسان صادر كرد؛ چرا كه:
اولاً: نصوص روشن و صريحى در زمينۀ وسعت وظايف آنان و عدم انحصار آن به امور معنوى و اخروى در قرآن و احاديث وجود دارد.
ثانياً: تنها تاريخ زندگى معدودى از پيامبران در اختيار ماست، قاعدتاً همۀ آنان در راستاى انجام وظايف خويش، كه يكى از آنها ايجاد جامعۀ قسط و عدل بوده، تلاش كردهاند. البته در موقعيتهاى مختلف، عملكرد متفاوتى داشتهاند؛ چنانكه ائمه عليهم السلام در موقعيتهاى گوناگون، متفاوت عمل كردهاند.
ثالثاً: قرآن كتاب داستان نيست تا همۀ زواياى زندگى پيامبران را ترسيم نمايد، بلكه چون كتاب هدايت است،