99
«وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً
وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ ». 1
پس حج، براى منفعت خلق است، نه خالق اگر به آن بپردازيم، ما خود سود مىبريم، نه خدا. و اگر سستى و اعراض كنيم، ما زيان مىبينيم و به خدا ضررى نمىرسد. گر جملۀ كائنات، كافر گردند بر دامن كبرياش ننشيند گرد
سفر حج، گشودن بند «عادت»، از پاى «روز مرّگى» است. حج، چشيدن آب، از چشمۀ حيات و پرواز به آنجاست كه دلها به عشقش مىتپد. رفتن از صراطى لغزنده است و حساس، امّا فرجامى نيك دارد. حج، سفر است، اما سفرى به سوى نبض ايمان و مهد قرآن و مهبط وحى. سفر از «خود» به سوى «خدا». هم آگاهى بخش و وحدت آفرين است، هم دشمن شكن و دوست نواز.
بايد مراقب بود اين سفر عظيم الهى و معنوى، كه سرشار از رمز و راز و حكمت و فلسفه است و يادگار انبياى سَلَف و ديدار از بنايى كه ابراهيم ساخته و محمد پرداخته است، تبديل به سفرى بىمحتوا و كم ثمر نشود. و اين بسى جاى دريغ است، رنج باديه ديدن و سختى سفر به جان خريدن و بهرهاى درخور، نبردن و تغييرى رو به كمال، نيافتن.